تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧
و به تعبير ديگر، هدف پرهيز از حادثه ناگوارى است كه انسان روى اصل محبت، مىخواهد از آن اجتناب ورزد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: به معنى «علمنا» (دانستيم) بوده باشد چنان كه از «ابن عباس» نقل شده است، يعنى ما مىدانستيم: اگر او بماند چنين حادثه ناگوارى در آينده براى پدر و مادرش، اتفاق مىافتد.
و اما اين كه: چگونه ضمير جمع متكلم براى يك فرد آمده است، پاسخش روشن مىباشد، اين اولين بار نيست كه: در قرآن به چنين تعبيرى برخورد مىكنيم: هم در قرآن و هم در ساير كلمات زبان عرب و غير عرب، اشخاص بزرگ، گاهى به هنگام سخن گفتن از خويشتن ضمير «جمع» به كار مىبرند، و اين به خاطر آن است كه آنها معمولًا نفراتى در زير دست دارند كه به آنها مأموريت براى انجام كارها مىدهند، خدا به فرشتگان دستور مىدهد، و انسانها به نفرات زير دست خويش.
***
و اضافه كرد: «ما چنين اراده كرديم كه: پروردگارشان فرزندى پاكتر و پرمحبتتر به جاى او به آنها عطا فرمايد» «فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً».
تعبير «أَرَدْنا» (ما اراده كرديم) و همچنين «رَبُّهُما» (پروردگار آن دو) نيز در اينجا پر معنى است و سرّ آن را به زودى خواهيم دانست.
«زكاة» در اينجا به معنى پاكيزگى و طهارت است، و مفهوم وسيعى دارد كه:
ايمان و عمل صالح را شامل مىشود، هم در امور دينى و هم در امور مادى، و شايد، اين تعبير پاسخى بود، به اعتراض موسى عليه السلام كه مىگفت: تو «نفس زكيه» اى را كشتى، او در جواب مىگويد: نه اين پاكيزه نبود، مىخواستيم خدا به