تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩
ج- بعضى ديگر توصيف حجاب را به «مستور» يك توصيف مجازى مىدانند، مىگويند: منظور اين نيست كه اين حجاب مستور است، بلكه حقايقى كه ماوراء اين حجاب است، مستور مىباشد (مانند شخصيت پيامبر و صدق دعوت او و عظمت سخنانش).
اما دقت در اين سه تفسير، نشان مىدهد: تفسير اول، با ظاهر آيه هماهنگتر است.
در بعضى از روايات نيز، مىخوانيم: گاهى دشمنان سرسخت پيامبر صلى الله عليه و آله به سراغ او مىآمدند؛ در حالى كه او با ياران خود، مشغول تلاوت قرآن بود، اما، او را نمىديدند، گوئى عظمت خيرهكننده پيامبر صلى الله عليه و آله مانع مىشد كه اين كوردلان او را ببينند و بشناسند و آزار دهند.
***
٤- «أَكِنَّه» و «وَقْر» چيست؟
«أَكِنَّه» جمع «كنان» (بر وزن زيان) در اصل، به معنى هر پوششى است كه چيزى را با آن مستور مىكنند، اما «كِنّ» (بر وزن جنّ) به معنى ظرفى است كه چيزى را در آن محفوظ مىدارند.
و جمع «كِنّ»، «اكنان» است، سپس، اين معنى توسعه يافته، و به هر چيزى كه سبب مستور شدن است، مانند پرده و خانه و اجسامى كه انسان در پشت آن خود را پنهان مىكند، گفته شده است.
«وَقْر» (بر وزن جبر) به معنى سنگينى است كه در گوش پديد مىآيد و «وِقْر» (بر وزن رزق) به معنى بار سنگين است.
***