تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
بودن پيامبران، بگيرند، و بگويند: طبق آيات فوق، و شأن نزولهائى كه در رابطه با آن ديده مىشود، پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر وسوسههاى بت پرستان از خود انعطاف نشان داد، و بلا فاصله از سوى خداوند، مورد مؤاخذه قرار گرفت.
ولى، خود آيات فوق آن قدر گويا است كه ما را از اقامه شواهد ديگر بر بطلان اين طرز تفكر، بىنياز مىسازد؛ زيرا دومين آيه مورد بحث با صراحت مىگويد:
«اگر ما تو را ثابت قدم نگاه نداشته بوديم، نزديك بود به آنها تمايل پيدا كنى» كه مفهومش اين است: تثبيت الهى كه ما از آن تعبير به «مقام عصمت» مىكنيم، مانع اين تمايل شد، نه اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله انعطاف نشان داده بود، و خداوند او را نهى و مؤاخذه كرد.
توضيح اين كه: آيه اول و دوم، در حقيقت اشاره به دو حالت مختلف پيامبر صلى الله عليه و آله است:
حالت اول كه حالت بشرى و انسان عادى است و در آيه نخست بيان شده ايجاب مىكند: وسوسههاى دشمنان در او اثر بگذارد، به خصوص اگر مصالحى ظاهراً در اين انعطاف به چشم بخورد، مانند اميد به اسلام سران شرك بعد از اين انعطاف، و يا پيشگيرى از خونريزى و درگيرىهاى بيشتر، و هر بشر عادى هر قدر قوى باشد، احتمال تحت تأثير واقع شدن در برابر اين وسوسهها را دارد.
ولى آيه دوم، جنبه روحانى، عصمت الهى و لطف خاص پروردگار را بيان مىكند كه شامل حال پيامبران مخصوصاً پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در بحرانىترين لحظات زندگى بود.
نتيجه اين كه: پيامبر، با طبع بشرى تا لب پرتگاه قبول وسوسههاى مشركان رفت، اما تأئيد الهى او را حفظ كرد و نجات داد.