تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٣
«باب المندب» به هم مىپيوندند.
٣- محل پيوستگى درياى «مديترانه» (كه نام ديگرش درياى روم و بحر ابيض است) با اقيانوس «اطلس» يعنى، همان محل تنگه «جبل الطارق» كه نزديك شهر «طنجه» است.
ولى تفسير سوم، بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا فاصله ميان محل زندگى موسى عليه السلام با جبل الطارق آن قدر زياد است كه از طريق عادى آن زمان رفتن موسى عليه السلام به آنجا شايد ماهها طول مىكشيد.
احتمال دوم، هر چند فاصله كمترى را دربرمىگيرد، ولى آن هم در حد خود زياد است؛ زيرا از شام تا جنوب يمن فاصله نسبتاً زيادى وجود دارد.
اما احتمال اول كه نزديكترين فاصله را به محل زندگى موسى عليه السلام دارد (از شام تا خليج عقبه راه زيادى نيست) از همه تفاسير نزديكتر به نظر مىرسد؛ چرا كه از آيات فوق، نيز اجمالا استفاده مىشود، موسى عليه السلام راه زيادى را طى نكرده، هر چند آماده بود براى رسيدن به اين مقصود، به همه جا سفر كند (دقت كنيد).
در بعضى از روايات نيز اشارهاى به اين معنى ديده مىشود.
كلمه «حُقُب» به معنى «مدت طولانى» است كه بعضى آن را به «هشتاد سال» تفسير كردهاند و منظور موسى عليه السلام از ذكر اين كلمه اين بوده است كه: من دست از تلاش و كوشش خود براى پيدا كردن گم شدهام، برنخواهم داشت، هر چند سالها به اين سير خود ادامه دهم.
از مجموع آنچه در بالا گفته شد، آشكارا پيدا است كه موسى عليه السلام به سراغ گمشده مهمى مىرفت، و در به در دنبال آن مىگشت، عزم خود را جزم و تصميم خويش را راسخ كرده بود كه: تا مقصود خود را پيدا نكند از پاى ننشيند.