تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧
اما ثروتمندان مستكبر به كلّى از ياد خدا غافلند، و جز هواى نفس چيزى نمىطلبند، و همه چيز آنها از حد اعتدال بيرون، و در مسير افراط و اسراف است.
***
اهميت موضوع فوق به قدرى است كه قرآن در آيه بعد، با صراحت به پيامبر صلى الله عليه و آله چنين مىگويد: «بگو اين برنامه من است و اين حقيقتى است از سوى پروردگارتان، هر كس مىخواهد ايمان بياورد و اين حقيقت را پذيرا شود، و هر كس مىخواهد كافر گردد» «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ».
اما بدانيد اين ظالمان دنياپرست كه با زندگى مرفه و زرق و برق و زينتهايشان، لبخند تمسخر به لباس پشمينه سلمانها و بوذرها مىزنند، عاقبت شوم و تاريكى دارند؛ چرا كه: «ما براى اين ستمگران آتشى فراهم كردهايم كه سراپردهاش آنها را از هر سو احاطه كرده است» «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها».
آرى، آنها در اين زندگى دنيا، هر گاه تشنه مىشدند صدا مىزدند، و خدمتكاران انواع نوشابهها را در برابرشان، حاضر مىكردند «ولى در جهنم هنگامى كه تقاضاى آب مىكنند آبى براى آنها مىآورند، همچون فلز گداخته! كه اگر نزديك صورت شود صورتها را بريان مىكند»! «وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ». «١»
«چه بد نوشيدنى است»؟! «بِئْسَ الشَّرابُ»!