تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٧
در اين هنگام نخستين آيه فوق نازل شد (و ترسيمى از علم بى نهايت خدا و ناچيز بودن علم ما در برابر علم او را نمود).
بعضى مىگويند: يهود به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: خداوند به تو حكمت داده است وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً:
«و هر كس به او حكمت داده شده داراى خير كثير است».
اما هنگامى كه درباره روح از تو سؤال مىكنيم جواب سربسته مىگوئى؟! آيه فوق نازل شد (و نشان داد: انسان هر قدر دانش داشته باشد، در برابر علم بى پايان خدا بسيار ناچيز است). «١»
***
تفسير:
آنها كه اميد لقاى خدا را دارند
آيات فوق، در عين اين كه: بحث مستقلى را دنبال مىكند در ارتباط با كل مباحث اين سوره است؛ زيرا هر يك از داستانهاى سهگانه مهمى كه در اين سوره بود، پرده از روى مطالب تازه و عجيبى برمىداشت، گوئى قرآن در اين آيات مىخواهد بگويد: آگاهى بر سرگذشت اصحاب كهف، و موسى و خضر، و ذو القرنين در برابر علم بى پايان خدا، مطلب مهمى نيست؛ چرا كه علم و دانش او، همه كائنات و جهان هستى، گذشته و حال و آينده را در برمىگيرد.
به هر حال، قرآن در نخستين آيه مورد بحث، به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: «بگو اگر درياها براى نوشتن كلمات پروردگارم، مركّب شود، درياها پايان مىيابد پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان گيرد، هر چند همانند آن را به آن اضافه