تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥
وجودى هست كه او برتر از آن باشد»؟
آن مرد صحابى از امام مىپرسد: پس چه بگويم؟
فرمود: بگو: أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ!. «١»
***
٣- پاسخ به يك سؤال
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه: چگونه حمد خداوند در آيه فوق در برابر صفات سلبيه قرار داده شده، در حالى كه مىدانيم «حمد» ستايش در برابر صفات ثبوتيه، مانند علم و قدرت است، و اما صفاتى همچون نفى فرزند و شريك و ولى با تسبيح سازگار است، نه با حمد.
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت: هر چند قلمرو صفات ثبوتيه و سلبيه از هم جدا است و يكى متناسب تسبيح، و ديگرى متناسب با حمد است، ولى در عينيت خارجى اين دو لازم و ملزوم يكديگرند، نفى جهل از خدا حتماً همراه با اثبات علم است، همان گونه كه اثبات علم براى ذات پاك او هماهنگ با نفى جهل است.
روى اين حساب، مانعى ندارد كه گاهى به لازم بپردازد، و گاهى به ملزوم، همان گونه كه در آغاز اين سوره، تسبيح بر يك امر اثباتى شده است: سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْا قْصَى: «منزّه است خداوندى كه پيامبرش را شبانه از مسجد الحرام به مسجد اقصى برد».
***