تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠
مُبِيناً».
در اين كه: منظور از «عِباد» در اين آيه كيانند؟ دو عقيده متفاوت در ميان مفسران وجود دارد كه: هر يك با قرائنى تأييد مىشود:
١- منظور: بندگان مشركند، گر چه آنها راه خطا را پيش گرفتهاند، اما خداوند براى تحريك عواطف انسانى آنها، با تعبير «عِبادِى» (بندگانم) از آنها ياد كرده، و آنان را دعوت مىكند كه: به سراغ «أَحْسَن» يعنى كلمه توحيد و نفى شرك، بروند و مراقب وسوسههاى شيطان باشند.
و به اين ترتيب، هدف از بيان اين آيات، بعد از ذكر دلائل توحيد و معاد، نفوذ در دل مشركان است تا آنها كه آمادگى دارند، بيدار شوند و به راه آيند.
آيات بعد،- چنان كه خواهد آمد- نيز متناسب با اين معنى است.
مكّى بودن اين سوره، با توجه به اين كه: در آن زمان حكم جهاد نازل نشده بود، و تنها راه مبارزه، مبارزه منطقى بود نيز، اين معنى را تأييد مىكند.
٢- اشاره به مؤمنان است، و روش بحث با دشمنان را به آنها مىآموزد؛ چرا كه گاهى مؤمنان تازه كار، طبق روشى كه از پيش داشتند با هر كس كه در عقيده با آنها مخالف بود، به خشونت مىپرداختند، و آنها را صريحاً اهل جهنم و عذاب و شقى و گمراه، مىخواندند، و خود را اهل نجات، و اين سبب مىشد: مخالفان، يك حالت منفى در برابر دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله به خود بگيرند.
از اين گذشته، تعبيرات توهينآميز مخالفان، نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله كه بعضى از آنها در آيات پيشين گذشت، مانند مسحور، مجنون، كاهن، شاعر، گاهى سبب مىشد كه مؤمنان عنان اختيار را از دست بدهند و به مقابله با آنها در يك مشاجره لفظى خشن برخيزند، و هر چه مىخواهند بگويند.
«قرآن»، مؤمنان را از اين كار باز مىدارد و دعوت به نرمش و لطافت در بيان