تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٨
٦٥ فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
٦٦ قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
٦٧ قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
٦٨ وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْتُحِطْ بِهِ خُبْراً
٦٩ قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لاأَعْصِي لَكَ أَمْراً
٧٠ قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً
ترجمه:
٦٥- (در آنجا) بندهاى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.
٦٦- موسى به او گفت: «آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى»؟
٦٧- گفت: «تو هرگز نمىتوانى با من شكيبائى كنى!
٦٨- و چگونه مىتوانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاه نيستى شكيبا باشى»؟!
٦٩- (موسى) گفت: «به خواست خدا مرا شكيبا خواهى يافت؛ و در هيچ كارى مخالفت فرمان تو نخواهم كرد»!
٧٠- (خضر) گفت: «پس اگر مىخواهى به دنبال من بيائى، از هيچ چيز مپرس تا خودم (به موقع) آن را براى تو بازگو كنم».