تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠١
سعادت و شقاوت انسان مىشود، را از كار انداخته بودند، يعنى چشمهاى بينا و گوشهاى شنوا را بر اثر انديشههاى غلط و تعصبها و كينهتوزىها و صفات زشت ديگر در حجابى سخت و سنگين فرو برده بودند.
جالب اين كه: در مورد چشم مىگويد: چشمهايشان در پوششى دور از ياد من قرار داشت، اشاره به اين كه: چون در پوشش و حجاب غفلت بودند آثار خدا را نديدند و چون نديدند حقيقت، ره افسانه زدند، و خدا را فراموش كردند.
آرى، چهره حق آشكار است، و همه چيز اين جهان با انسان سخن مىگويد تنها يك چشم بينا و يك گوش شنوا لازم است و بس!
به تعبير ديگر، ياد خدا چيزى نيست كه با چشم ديده شود، آنچه ديده مىشود آثار او است، اما آثار او، سبب ياد او است.
***
آيه بعد، به يك نقطه انحراف فكرى آنها كه پايه اصلى انحرافات ديگرشان بوده است اشاره كرده، مىگويد: «آيا كافران گمان كردند مىتوانند بندگان مرا به جاى من ولىّ و سرپرست خود انتخاب كنند»؟ «أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ».
آيا اين بندگانى كه معبود واقع شدند، همچون مسيح و فرشتگان هر قدر مقامشان والا باشد، از خود چيزى دارند كه بتوانند از ديگران حمايت كنند؟ يا به عكس، خود آنها هم هر چه داشتند از ناحيه خدا بود، حتى خودشان نيز، نيازمند به هدايت او بودند، اين حقيقتى است كه: آنها فراموشش كردند و در شرك فرو رفتند.
در پايان آيه، براى تأكيد بيشتر مىفرمايد: «ما جهنم را براى منزلگاه كافران آماده ساختيم و از آنها در اين منزل پذيرائى مىكنيم»! «إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ