تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
سرنوشتش درس عبرتى براى ديگران شود.
در لحظههائى كه پردههاى سياه شب همه جا را فرا گرفته بود، عذاب الهى نازل شد، به صورت صاعقهاى مرگبار، و يا طوفانى كوبنده و وحشتناك، و يا زلزلهاى ويرانگر و هولانگيز، هر چه بود، در لحظاتى كوتاه، اين باغهاى پرطراوت، درختان سر به فلك كشيده، و زراعت به ثمر نشسته را در هم كوبيد و ويران كرد: «و عذاب الهى به فرمان خدا از هر سو محصولات آن مرد را احاطه و نابود ساخت» «وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ».
«أُحِيْطَ» از ماده «احاطه» است و در اين گونه موارد، به معنى «عذاب فراگير» است كه نتيجه آن، نابودى كامل است.
صبحگاهان كه صاحب باغ با يك سلسله رؤياها به منظور سركشى و بهرهگيرى از محصولات باغ به سوى آن حركت كرد، همين كه نزديك شد، با منظره وحشتناكى روبرو گشت، آن چنان كه دهانش از تعجب بازماند، و چشمانش بىفروغ شد و از حركت ايستاد.
نمىدانست اين صحنه را در خواب مىبيند، يا بيدارى؟! درختان نخل سر به فلك كشيده همه بر خاك فرو غلطيده بودند، زراعتها زير و رو شده، و كمتر اثرى از حيات و زندگى در آنجا به چشم مىخورد.
گوئى در آنجا هرگز باغ خرم و زمينهاى سرسبزى وجود نداشته، و نالههاى غمانگيز جغدها در ويرانههايش طنينانداز بوده است، قلبش به طپش افتاد، رنگ از چهرهاش پريد، آب در دهانش خشكيد، و آنچه از كبر و غرور بر دل و مغز او سنگينى مىكرد، يك باره فرو ريخت!
گوئى از يك خواب عميق و طولانى بيدار شده است: «او مرتباً دستها را به هم مىماليد و در فكر هزينههاى سنگينى بود كه در يك عمر، از هر طرف فراهم