تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩١
گشت و خوابش را چنين تعبير نمود:
قوچ صاحب دو شاخ كه ديدى ملوك «مدائن و فارس» است (يا ملوك ماد و فارس است)».
يهود از بشارت رؤياى «دانيال» چنين دريافتند كه دوران اسارت آنها با قيام يكى از پادشاهان ماد و فارس، و پيروز شدنش بر شاهان «بابل»، پايان مىگيرد، و از چنگال بابليان آزاد خواهند شد.
چيزى نگذشت كه «كوروش» در صحنه حكومت ايران ظاهر شد، و كشور ماد و فارس را يكى ساخت، و سلطنتى بزرگ از آن دو پديد آورد، و همان گونه كه رؤياى «دانيال» گفته بود كه: آن قوچ شاخهايش را به غرب و شرق و جنوب مىزند «كوروش» نيز در هر سه جهت فتوحات بزرگى انجام داد.
يهود را آزاد ساخت و اجازه بازگشت به فلسطين به آنها داد.
جالب اين كه: در «تورات» در كتاب «اشعيا» فصل ٤٤ شماره ٢٨ چنين مىخوانيم: «آنگاه در خصوص كوروش مىفرمايد كه: شبان من اوست، و تمامى مشيتم را به اتمام رسانده به «اورشليم» خواهد گفت كه بنا كرده خواهى شد».
اين جمله نيز قابل توجه است كه در بعضى از تعبيرات «تورات»، از «كوروش» تعبير به عقاب مشرق، و مرد تدبير كه از مكان دور خوانده خواهد شد آمده است. «١»
دوم: اين كه: در قرن نوزدهم ميلادى در نزديكى «استخر» در كنار نهر «مرغاب» مجسمهاى از كوروش كشف شد كه: تقريباً به قامت يك انسان است، و كوروش را در صورتى نشان مىدهد كه: دو بال همانند بال عقاب از دو جانبش گشوده شده، و تاجى بر سر دارد كه دو شاخ، همانند شاخهاى قوچ در آن ديده