تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٤
در اين آيه چند نكته جلب توجه مىكند:
١- قبل از هر چيز، عمومى بودن دعوت به تحدّى كه همه انسانها و موجودات عاقل ديگر را فرا مىگيرد.
٢- جاودانى بودن دعوت نكته ديگر است؛ زيرا هيچ گونه قيدى از نظر زمان در آن نيست و به اين ترتيب اين ندا و دعوت همان گونه كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است، امروز هم هست، فردا نيز خواهد بود.
٣- تعبير به اجتماع، اشاره به مسأله همكارى و همفكرى، تعاون و تعاضد است كه مسلماً بازده كار انسانها را صدها يا هزاران برابر مىكند.
٤- جمله «وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً» (هر چند بعضى، بعض ديگر را يارى و كمك كنند) تأكيد مجددى است روى مسأله همفكرى و تعاون، و ضمناً اشاره سربستهاى است به اهميت و تأثير اين كار در پيشبرد هدفها.
٥- تعبير به «مِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ» تعبير جامعى است كه شباهت و همانندى را در تمام زمينهها مىرساند، يعنى مثل آن از نظر فصاحت، مثل آن از نظر محتوى و مثل آن از نظر انسانسازى، بحثهاى علمى، قانونهاى حياتبخش اجتماعى، تاريخ خالى از خرافات، پيشگوئىهاى مربوط به آينده و امثال آن.
٦- دعوت از همه انسانها دليل بر اين است كه: در مسأله اعجاز تنها جنبه الفاظ قرآن، فصاحت و بلاغت مطرح نيست؛ چرا كه اگر چنين بود دعوت از ناآشنايان به زبان عربى بىفايده بود.
٧- يك معجزه گويا و رسا آن است كه آورنده آن، مخالفان را نه تنها دعوت به مقابله كند، بلكه آنها را با وسائل مختلف، به اين كار تحريك و تشويق نموده، و به اصطلاح بر سر غيرت آورد، تا آنچه را در توان دارند به كار گيرند، كه نمايان شدن عجز آنها، عمق و عظمت اعجاز روشن گردد.