تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
عَجَباً». «١»
***
و از آنجا كه اين موضوع، به صورت نشانهاى براى موسى عليه السلام در رابطه با پيدا كردن آن عالم بزرگ بود: «موسى گفت: اين همان چيزى است كه ما مىخواستيم و به دنبال آن مىگرديم» «قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ».
«و در اين هنگام آنها از همان راه بازگشتند در حالى كه پىجوئى مىكردند» «فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً».
در اينجا، يك سؤال پيش مىآيد: مگر پيامبرى همچون موسى عليه السلام ممكن است، گرفتار نسيان و فراموشى شود كه: قرآن مىگويد: نَسِيا حُوتَهُما:
«ماهىشان را فراموش كردند».
به علاوه، چرا همسفر موسى نسيان شخص خودش را به شيطان نسبت مىدهد؟
پاسخ اين است كه: مانعى ندارد در مسائلى كه هيچ ارتباطى به احكام الهى و امور تبليغى نداشته باشد، يعنى در مسائل عادى در زندگى روزمره گرفتار نسيان شود (مخصوصاً در موردى كه جنبه آزمايش داشته باشد آن گونه كه درباره موسى در اينجا گفتهاند و بعداً شرح آن را خواهيم گفت). «٢»