تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
و يا به گفته قرآن همچون «كفهاى روى آب چشمكى مىزند، غوغائى مىكند و خاموش مىگردد، و آب كه مايه حيات است مىماند» (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْا رْضِ). «١»
دليل اين موضوع، در باطن كلمه باطل نهفته شده؛ زيرا چيزى است كه با قوانين عالم آفرينش هماهنگ نيست، و سهمى از واقعيت و حقيقت ندارد.
ساختگى است، قلابى است، بىريشه است، ميان تهى است، و مسلماً چيزى كه داراى اين صفات است، نمىتواند براى مدتى طولانى باقى بماند.
اما حق، عين واقعيت است توأم با راستى، درستى، داراى عمق و ريشه و هماهنگ با قوانين خلقت و چنين چيزى، بايد باقى بماند!.
پيروان حق، متّكى به سلاح ايمان، منطق وفاى به عهد، صدق حديث، فداكارى و گذشت، و آمادگى براى جانبازى تا سر حد شهادتند، نور آگاهى قلبشان را روشن كرده، از هيچ چيز جز اللّه نمىترسند، و به غير او متكى نيستند، و همين است رمز پيروزى آنها!.
***
٥- آيه «جاءَ الْحَقُّ ...» و قيام مهدى عليه السلام
در بعضى از روايات، جمله «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» به قيام مهدى عليه السلام تفسير شده است، امام باقر عليه السلام فرمود: مفهوم اين سخن الهى اين است كه: إِذا قامَ الْقائِمُ عليه السلام ذَهَبَتْ دَوْلَةُ الْباطِلِ: «هنگامى كه امام قائم عليه السلام قيام كند، دولت باطل برچيده مىشود». «٢»
در روايت ديگرى مىخوانيم: «مهدى عليه السلام به هنگام تولد بر بازويش اين