تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
از آنچه گفتيم، روشن شد: مفهوم آيه، نه منحصر به دعاى لفظى است، و نه طلب كردن عملى، بلكه، همه در يك معنى جامع قرار مىگيرد، و اگر بعضى از مفسران آن را در يك قسمت محدود كردهاند، دليلى بر آن وجود ندارد.
و نيز اگر، در بعضى از روايات تنها مسأله دعاى لفظى مطرح شده، از قبيل ذكر مصداق است نه تمام مفهوم، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه: وَ اعْرِفْ طريقَ نَجَاتِكَ وَ هَلاكِكَ كَى لا تَدْعُوَ اللَّهَ بِشَيْءٍ عَسى فِيهِ هَلاكُكَ وَ أَنْتَ تَظُنُّ ان فِيهِ نَجاتَكَ قالَ اللَّهُ تَعالى: وَ يَدْعُ الإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الإِنْسانُ عَجُولًا: «راه نجات و هلاك خود را درست بشناس، مبادا از خدا چيزى بطلبى كه نابودى تو در آن است، در حالى كه گمان مىبرى، نجات تو در آن است، خداوند متعال مىگويد: انسان دعاى شر مىكند آن گونه كه دعاى خير مىكند؛ چرا كه انسان، عجول است». «١»
بنابراين، تنها راه رسيدن به خير و سعادت آن است كه: انسان در هر كار قدم مىگذارد، با نهايت دقت و هوشيارى و دور از هر گونه عجله و شتابزدگى تمام جوانب را بررسى كند و خود را در انتخاب راه، از هر گونه پيشداورى و قضاوتهاى آميخته با هوى و هوس بر كنار دارد، از خدا در اين راه يارى بطلبد تا راه خير و سعادت را بيابد و در پرتگاه و بيراهه گام ننهد.
***
آخرين آيه بحث، سخن از آفرينش شب و روز و منافع و بركات اين دو، و وجود حساب و كتاب در عالم، مىگويد، تا هم دليلى باشد بر توحيد و شناخت خدا، و بحث گذشته معاد را تكميل كند، و هم شاهدى باشد بر لزوم دقت در عواقب كارها و عدم شتابزدگى مىفرمايد: