تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
بگذارند، اين ساختمان بعد از مدتى به كلّى عوض مىشود اگر چه مردم سطحى متوجه نشوند.
و يا همانند استخر بزرگى كه از يك طرف، آهسته، آهسته آب وارد آن مىشود، و از طرف ديگر، خارج مىگردد، بديهى است بعد از مدتى تمام آب استخر عوض مىشود، اگر چه افراد ظاهر بين، توجه نداشته باشند، و آن را به همان حال ثابت ببينند.
به طور كلّى، هر موجودى كه دريافت غذا مىكند و از سوى ديگر مصرف غذا دارد تدريجاً «نوسازى» و «تعويض» خواهد شد.
بنابراين، يك آدم هفتاد ساله احتمالًا ده بار تمام اجزاى بدن او عوض شده است، روى اين حساب، اگر همانند مادىها انسان را همان جسم و دستگاههاى مغزى، عصبى و خواص فيزيكوشيميائى آن بدانيم بايد اين «من» در ٧٠ سال ده بار عوض شده باشد، و آن شخص سابق نباشد، در حالى كه، هيچ وجدانى اين سخن را نخواهد پذيرفت.
از اينجا روشن مىشود: غير از اجزاى مادى، يك حقيقت واحد ثابت در سراسر عمر، وجود دارد كه همانند اجزاى مادى تعويض نمىشود، اساس وجود، را، همان تشكيل مىدهد و عامل وحدت شخصيت ما، همان است.
***
پرهيز از يك اشتباه
بعضى تصوّر مىكنند سلولهاى مغزى عوض نمىشوند، و مىگويند: در كتابهاى فيزيولوژى خواندهايم كه تعداد سلولهاى مغزى از آغاز تا آخر عمر يكسان است، يعنى هرگز كم و زياد نمىشوند، بلكه فقط بزرگ مىشوند، اما توليد مثل نمىكنند، و به همين جهت، اگر ضايعهاى براى آنها پيش بيايد قابل