تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
تفسير:
رعايت اعتدال در انفاق و بخشش.
در اين آيات فصل ديگرى از سلسله احكام اصولى اسلام در رابطه با اداى حق خويشاوندان و مستمندان و درراهماندگان، و همچنين انفاق به طور كلّى، دور از هر گونه اسراف و تبذير، بيان مىكند.
نخست مىگويد: «حق ذى القربى و نزديكان را به آنها بده» «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ».
«و همچنين مستمندان و درراهماندگان را» «وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ»:
در عين حال «هرگز دست به تبذير نيالاى» «وَ لاتُبَذِّرْ تَبْذِيراً».
«تَبْذِير» در اصل از ماده «بذر» به معنى پاشيدن دانه مىآيد، منتها اين كلمه، مخصوص مواردى است كه، انسان اموال خود را به صورت غير منطقى و فساد، مصرف مىكند، و معادل آن در فارسى امروز، «ريخت و پاش» است.
و به تعبير ديگر، «تبذير» آن است كه مال در غير موردش مصرف شود، هر چند كم باشد، و اگر در موردش صرف شود، تبذير نيست، هر چند زياد باشد.
چنان كه در تفسير «عياشى» آمده امام صادق عليه السلام در ذيل اين آيه، در پاسخ سؤالكنندهاى فرمود: مَنْ أَنْفَقَ شَيْئاً فِي غَيْرِ طاعَةِ اللَّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ وَ مَنْ أَنْفَقَ فِي سَبِيلِ اللَّه فَهُوَ مُقْتَصِدٌ:
«كسى كه در غير راه اطاعت فرمان خدا مالى را انفاق كند، تبذيركننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند، ميانهرو است». «١»
و نيز از آن حضرت نقل شده: روزى دستور داد رطب براى خوردن حاضران بياورند، بعضى رطب را مىخوردند و هسته آن را به دور مىافكندند،