تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣
فرياد مىكشند، ناراحت بودند، اشك مىريختند، دعا مىكردند، شب و روز تلاش و كوشش داشتند، در نهان و آشكار تبليغ مىكردند، در خلوت و اجتماع فرياد مىزدند، و از اين كه: مردم راه روشن و راست را گذارده، به بىراهه مىرفتند، غصه مىخوردند، غصهاى جانكاه كه گاهى آنها را تا سرحد مرگ پيش مىبرد!
و راستى تا چنين نباشد «رهبرى» در مفهوم عميقش پياده نخواهد شد!
گاه اين حالت اندوه به قدرى شديد مىشد كه جان پيامبر صلى الله عليه و آله به خطر مىافتاد، و خدا او را دلدارى مىداد.
در سوره «شعراء» آيات ٣ و ٤ مىخوانيم: لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ* إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ:
«گوئى مىخواهى خود را هلاك كنى كه چرا اينها ايمان نمىآورند؟* غم مخور، ما آنها را آزاد قرار دادهايم و اگر بخواهيم آيهاى از آسمان فرو مىفرستيم كه گردنهايشان بى اختيار در برابر آن فرود آيد».
***
آيه بعد، ترسيمى از وضع اين جهان، به عنوان يك ميدان آزمايش براى انسانها، و توضيحى براى خط سير انسان در اين مسير است.
نخست مىگويد: «ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم» «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْا رْضِ زِينَةً لَها».
جهانى پر زرق و برق ساختيم، كه هر گوشهاى از آن دل مىبرد، ديدگان را به خود مشغول مىدارد، و انگيزههاى مختلف را در درون آدمى بيدار مىكند، تا در كشاكش اين انگيزهها، درخشش اين زرق و برقها و چهرههاى دلانگيز و دلربا، انسان بر كرسى آزمايش قرار گيرد، و ميزان قدرت ايمان، نيروى اراده و معنويت