تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١٣
جالب اين كه: در آيات بالا در مورد گروه «أَخْسَرِينَ أَعْمالًا» مىگويد:
«براى آنها در قيامت اصلًا ترازوى سنجش برپا نمىسازيم» آيا اين با آياتى كه مىگويد: وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ: «وزن در آن روز حق است» «١» منافات دارد؟!
مسلماً نه، زيرا توزين در مورد كسانى است كه كار قابل سنجشى انجام دادهاند، اما كسى كه تمام وجودش و افكار و اعمالش حتى به اندازه بال يك مگس وزن ندارد، چه نيازى به سنجش دارد؟!
لذا در روايت معروفى، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: إِنَّهُ لَيَأْتِي الرَّجُلُ الْعَظِيْمُ السَّمِيْنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ لايَزِنُ جُناحَ بَعُوضَةٍ:
«در روز قيامت مردان فربه بزرگ جثهاى را در دادگاه خدا حاضر مىكنند كه وزنشان حتى به اندازه بال مگسى نيست»! «٢»؛ چرا كه در اين جهان اعمالشان، افكارشان و شخصيتشان همه تو خالى و پوك بود.
و از اينجا روشن مىشود، مردم در آنجا چند دستهاند:
١- گروهى به قدرى از نظر حسنات و اعمال صالح پربارند كه نيازى به توزين و حساب در كارشان نيست و بى حساب وارد بهشت مىشوند.
٢- گروهى ديگر، آن چنان اعمالشان حبط و باطل شده و يا به كلّى فاقد عمل صالح هستند كه باز نيازى به توزين ندارند، آنها نيز بى حساب وارد دوزخ مىشوند!.
٣- اما گروه سوم، آنهائى هستند كه داراى حسنات و سيئات مىباشند، كارشان به وزن و حساب كشيده مىشود، و شايد اكثر مردم داخل در اين قسم سوم هستند.
***