تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
است، با ظاهر آيه هماهنگ نيست.
چرا كه: ظاهر آيه فوق اين است كه: «اصحاب كهف و رقيم» يك گروه بودند، و لذا بعد از ذكر اين دو عنوان، تنها به بيان داستان «اصحاب كهف» مىپردازد و مطلقاً سخنى از غير آنها به ميان نمىآورد، و اين خود دليل وحدت است.
در روايات معروفى كه تفسير «نور الثقلين» در ذيل اين آيه، پيرامون سه نفر كه در غارى گرفتار شدند ذكر كرده، كه: هر يك خدا را به عمل خالصى كه انجام داده بودند، خواندند و از آن تنگنا، رهائى يافتند سخنى از عنوان «اصحاب رقيم» نيست، هر چند، در بعضى از كتب تفسير، اين عنوان آمده است.
به هر حال، ترديد نبايد كرد كه: اين دو نام (اصحاب كهف و رقيم) اشاره به يك گروه است و شأن نزول آيات، نيز اين حقيقت را تأييد مىكند.
***
پس آنگاه مىگويد: «به خاطر بياور زمانى را كه اين گروه جوانان به غار پناه بردند» «إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ».
دستشان از همه جا كوتاه شده، رو به درگاه خدا آورده: «عرض كردند:
پروردگارا! ما را از رحمتت بهرهمند كن»! «فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً».
«و راه نجاتى براى ما فراهم ساز» «وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً».
راهى كه ما را از اين تنگنا برهاند، به رضايت و خشنودى تو نزديك سازد، راهى كه در آن خير، سعادت و انجام وظيفه بوده باشد.
***
ما دعاى آنها را به اجابت رسانديم، «پردههاى خواب را بر گوش آنها افكنديم و سالها در غار به خواب فرو رفتند» «فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ