تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٧
٣- افسانههاى ساختگى
سرگذشت موسى عليه السلام و خضر، اساس و پايهاش همان است كه در قرآن آمده، اما متأسفانه در اطراف آن، افسانههاى زيادى ساخته و پرداختهاند كه:
گاهى افزودن آنها به اين سرگذشت، چهره خرافى به آن مىدهد! بايد دانست كه: اين تنها داستانى نيست كه به اين سرنوشت گرفتار شده، داستانهاى واقعى ديگر نيز از اين موضوع بر كنار نمانده است.
براى درك واقعيت، بايد معيار را آيات بيست و سهگانه فوق قرار داد، و حتى احاديث را در صورتى مىتوان پذيرفت كه: موافق آن باشد، اگر حديثى بر خلاف آن بود، مسلماً قابل قبول نيست، و خوشبختانه در احاديث معتبر چنين حديثى نداريم.
***
٤- آيا نسيان براى پيامبران ممكن است؟!
در ماجراى فوق كراراً به مسأله نسيان موسى عليه السلام برخورد كرديم: يكى در مورد آن ماهى كه براى تغذيه فراهم ساخته بودند، و ديگر سه بار در ارتباط با تعهدى كه دوست عالمش از وى گرفته بود.
اكنون، اين سؤال پيش مىآيد: آيا نسيان براى انبياء امكان دارد؟
جمعى معتقدند: صدور چنين نسيانى از پيامبران بعيد نيست؛ چرا كه نه مربوط به اساس دعوت نبوت است، و نه فروع آن، و نه تبليغ دعوت، بلكه در يك مسأله صرفاً عادى و مربوط به زندگانى روزمره است، آنچه مسلّم است هيچ پيامبرى در دعوت نبوت و شاخ و برگ آن، مطلقاً گرفتار خطا و اشتباه نمىشود و مقام عصمت او را از چنين چيزى مصون مىدارد.
اما چه مانعى دارد كه: موسى به خاطر اين كه: مشتاقانه و با عجله به دنبال