تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨
در روايات مىخوانيم: بعد از نزول اين آيه، هنگامى كه كسى چيزى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواست و حضرت چيزى نداشت مىفرمود: يَرْزُقُنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنْ فَضْلِهِ: «اميدوارم خدا ما و تو را از فضلش روزى دهد». «١»
سنتهاى قديمى ما به هنگام برخورد با سائل چنين بوده و هست: هنگامى كه تقاضاكنندهاى به در خانه مىآمد، و چيزى براى دادن موجود نبود به او مىگفتند: «ببخش!» (ببخشيد)، اشاره به اين كه: آمدن تو بر ما حقّى ايجاد مىكند، و از نظر اخلاقى از ما چيزى طلبكار هستى، تقاضا داريم اين مطالبه اخلاقى خود را بر ما ببخشى؛ زيرا چيزى كه پاداش آن باشد، موجود نداريم!
***
و از آنجا كه رعايت اعتدال در همه چيز، حتى در انفاق و كمك به ديگران، شرط است، در آيه بعد، روى اين مسأله تأكيد كرده، مىگويد: «هرگز دست خود را بر گردن خويش زنجير مكن» «وَ لاتَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ».
اين تعبير كنايه لطيفى است از اين كه: دستِ دهنده داشته باش، و همچون بخيلان كه گوئى دستهايشان به گردنشان با غل و زنجير بستهاند و قادر به كمك و انفاق نيستند، مباش!
از سوئى ديگر «دست خود را فوق العاده گشاده مدار، و بذل و بخشش بى حساب مكن، كه سبب شود از كار بمانى، مورد ملامت اين و آن قرار گيرى، و از مردم جدا شوى» «وَ لاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً».
همان گونه كه، «بسته بودن دست به گردن» كنايه از بخل، «گشودن دستها به طور كامل» آن چنان كه از جمله «وَ لاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ» استفاده مىشود، كنايه از بذل و بخشش بى حساب است.