تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٢
همراه خود گفت: من دست از طلب برنمىدارم تا به «مجمع البحرين» برسم هر چند مدتى طولانى به راه خود ادامه دهم» «وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً».
منظور از «موسى» در آيه فوق، بدون شك همان موسى بن عمران عليه السلام پيامبر اولو العزم معروف است، هر چند، بعضى از مفسران احتمال دادهاند موسى ديگرى باشد، و بعداً خواهيم گفت كه: اين احتمال بيشتر به خاطر اين بوده كه:
نتوانستهاند پارهاى از اشكالات موجود در اين داستان را حل كنند، لذا ناچار به فرض موسى ديگرى شدهاند، در حالى كه، قرآن هر جا سخن از موسى عليه السلام مىگويد، همان موسى بن عمران عليه السلام است.
و منظور از «فَتاه» در اينجا طبق گفته بسيارى از مفسران، و بسيارى از روايات، «يوشع بن نون» مرد رشيد، شجاع و با ايمان بنى اسرائيل است، و تعبير به «فتى» (جوان) ممكن است به خاطر همين صفات برجسته، و يا به خاطر خدمت به موسى عليه السلام و همراهى و همگامى با او بوده باشد.
«مجمع البحرين» به معنى محل پيوند دو دريا است، در اين كه: اشاره به كدام دو دريا است، ميان مفسران گفتگو است، و روى هم رفته، سه عقيده معروف در اينجا وجود دارد:
١- منظور، محل اتصال خليج «عقبه» با خليج «سوئز» است.
مىدانيم درياى احمر در شمال، دو پيشرفتگى: يكى به سوى شمال شرقى، و ديگرى به سوى شمال غربى دارد كه اولى خليج عقبه را تشكيل مىدهد، و دومى خليج سوئز را و اين دو خليج در قسمت جنوبى به هم مىپيوندند، و به درياى احمر متصل ميشوند.
٢- منظور، محل پيوند اقيانوس «هند» با درياى «احمر» است كه در «بغاز»