تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥
اطاعت برخيزند، و استحقاق مجازات پيدا كنند، آنها را شديداً درهم مىكوبيم و هلاك مىكنيم» «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً». «١»
گر چه، بسيارى از مفسران احتمالات متعددى در تفسير اين آيه دادهاند، ولى، به اعتقاد ما آيه، طبق ظاهر آن، يك تفسير روشن بيشتر ندارد، و آن اين كه:
خداوند، هرگز قبل از اتمام حجت، و بيان دستوراتش، كسى را مؤاخذه و مجازات نمىكند، بلكه، نخست به بيان فرمانهايش مىپردازد، اگر مردم از در اطاعت وارد شدند و آنها را پذيرا گشتند چه بهتر، كه سعادت دنيا و آخرتشان در آن است، و اگر، به فسق و مخالفت برخاستند و همه را زير پا گذاشتند، اينجا است كه: فرمان عذاب درباره آنها تحقق مىپذيرد، و به دنبال آن هلاكت است.
اگر، درست در آيه دقت كنيم، چهار مرحله مشخص، براى اين برنامه بيان شده است:
١- مرحله اوامر (و نواهى).
٢- مرحله فسق و مخالفت.
٣- مرحله استحقاق مجازات.
٤- مرحله هلاكت.
و همه اين مراحل، با فاء تفريع، به يكديگر عطف شدهاند.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد: چرا امر شدگان تنها مترفين هستند؟ «٢»
در پاسخ اين سؤال، توجه به يك نكته راهگشا است و آن اين كه: در بسيارى از جوامع (منظور جامعههاى ناسالم است) مترفين، سردمداران