تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١
١- نخست مىگويد: «آنها گفتند ما هرگز به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه از اين سرزمين چشمه پر آبى براى ما خارج كنى»! «وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْا رْضِ يَنْبُوعاً».
«فُجُور و تَفْجِيْر» به معنى شكافتن است اعم از شكافتن زمين به وسيله چشمهها، و يا شكافتن افق به وسيله نور صبحگاهان، (البته تفجير مبالغه بيشترى نسبت به فجور را مىرساند).
«يَنْبُوع» از ماده «نبع» محل جوشش آب است، بعضى گفتهاند: «يَنْبُوع» چشمه آبى است كه هرگز خشك نمىشود.
***
٢- «يا اين كه باغى از درختان خرما و انگور در اختيار تو باشد كه جويبارها و نهرها در لابلاى درختانش به جريان اندازى»! «أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْا نْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً».
***
٣- «يا آسمان را آن چنان كه مىپندارى قطعه، قطعه، بر سر ما فرود آرى» «أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً».
٤- «يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما رو در رو بياورى» «أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا».
«قَبِيل» گاهى به معنى «كفيل و ضامن» تفسير شده، و گاه به معنى چيزى كه در مقابل انسان قرار مىگيرد و رو در روى او قرار دارد، بعضى نيز آن را جمع «قبيله» به معنى جماعت دانستهاند.
طبق معنى اول، تفسير آيه چنين مىشود: تو بايد خدا و فرشتگان را به عنوان ضامن صدق گفتارت بياورى.