تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧
٢- فرار از محدوده حكومت خدا ممكن نيست
بعضى مانند بت پرستان زمان جاهليت، تنها هنگامى به «اللّه» روى مىآورند كه: مثلًا در وسط اقيانوس، يا در يك پرتگاه خطرناك، يا حالت بيمارى شديد گرفتار شوند، در حالى كه اگر درست بينديشيم، انسان در همه حال، و در همه جا، شديداً آسيب پذير است، دريا و صحرا، سلامت و بيمارى، پرتگاه و غير آن، در واقع همه يكسان مىباشند.
يك زلزله مختصر، خانه امن، امان و آرام ما را ممكن است به ويرانهاى وحشتناك تبديل كند، يك لخته كوچك خون، مىتواند شاهرگ بزرگ قلب يا مغز ما را ببندد، و با سكته قلبى و مغزى، مرگ در يك ثانيه فرا رسد.
با توجه به اين امور، غفلت از خداوند و فراموشى ذات پاك او، چقدر جاهلانه است؟!
ممكن است، طرفداران فرضيه اتكاى مذهب به ترس، همين موضوع را دستاويز قرار داده بگويند: ترس از عوامل مختلف طبيعى، انسان را به سوى خدا مىراند، و چنين پندارى را در نظر او تقويت مىكند.
ولى آيات قرآن به اين گونه اوهام پاسخ داده است؛ زيرا هيچ گاه قرآن پايه خداشناسى را بر اين مسأله قرار نداده، بلكه، اساس را مطالعه نظام آفرينش و پى بردن به ذات پاكش از طريق اين مطالعه قرار داده است.
حتى در آيات فوق ديديم كه قبل از ذكر توحيد فطرى، به ايمان استدلالى مىپردازد و در واقع اين حوادث را يادآور خدا مىشمرد، نه موجب شناخت او كه شناختش هم از طريق استدلال و هم از راه فطرت براى حقجويان آشكار است.
***