تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
بدون ان شاء اللّه بگويد، خدا او را به خودش وامىگذارد و از زير چتر حمايتش بيرون مىبرد. «١»
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: امام دستور داده بود نامهاى بنويسند، هنگامى كه نامه پايان يافت، و به خدمتش دادند، ملاحظه كرد ديد، انشاء اللّه در آن نيست، فرمود: كَيْفَ رَجَوْتُمْ أَنْ يَتِمَّ هَذا وَ لَيْسَ فِيهِ اسْتِثْناءٌ انْظُرُوا كُلَّ مَوْضِعٍ لايَكُونُ فِيهِ اسْتِثْناءٌ فَاسْتَثْنُوا فِيهِ: «شما چگونه اميدوار بوديد كه اين نامه (يا اين كار) به پايان برسد، در حالى كه ان شاء اللّه در آن نيست؟ نگاه كنيد در هر جاى آن نيست بگذاريد». «٢»
***
٥- پاسخ به يك سؤال
در آيات فوق خوانديم، خداوند به پيامبرش مىگويد: «هنگامى كه خدا را فراموش كردى و بعد متذكر شدى ياد او كن». «٣»
اشاره به اين كه: اگر تكيه بر مشيت او با جمله ان شاء اللّه، نكردى، هر گاه به خاطرت آمد، جبران نما.
در احاديث متعددى كه در تفسير آيه فوق از اهل بيت عليهم السلام نقل شده، نيز روى اين مسأله تأكيد گرديده است كه: حتى پس از گذشتن يك سال نيز اگر به خاطرتان آمد كه ان شاء اللّه نگفتهايد، گذشته را جبران نمائيد. «٤»
اكنون، اين سؤال پيش مىآيد: مگر نسيان براى پيامبر ممكن است در حالى كه، اگر نسيان به فكر او راه يابد، مردم به گفتار و اعمال او اعتماد كامل نمىتوانند داشته باشند، و همين است دليل معصوم بودن پيامبران و امامان از خطا و نسيان