تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٠
نخست، از لجاجت فوق العاده جمعى از مشركان در برابر دلائل مختلف توحيد، سخن به ميان آورده، مىگويد: «ما در اين قرآن انواع استدلالات و بيانات مؤثر را آورديم تا آنها متذكر شوند و در راه حق گام بردارند، ولى اين همه بيان و استدلال جز بر نفرت و فرار آنها نيفزود» «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً».
«صَرَّفَ» از ماده «تصريف» به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن است، و مخصوصاً با توجه به اين كه: از باب «تفعيل» است، معنى كثرت را نيز در بردارد.
و از آنجا كه بيانات قرآن، در زمينه اثبات توحيد و نفى شرك، گاهى در لباس استدلال منطقى، گاهى فطرى، زمانى در شكل تهديد، گاهى تشويق، و خلاصه از انواع طرق و فنون مختلف كلام، براى آگاه ساختن و بيدار كردن مشركان استفاده شده است، تعبير به «صَرَّفْنا» در مورد آن بسيار مناسب است.
قرآن با اين تعبير مىگويد: ما از هر درى وارد شديم، و از هر راهى استفاده كرديم تا چراغ توحيد را در دل اين كوردلان بيفروزيم، اما گروهى از آنها آن قدر لجوج، متعصب و سرسختاند كه نه تنها اين بيانات آنها را به حقيقت نزديك نمىسازد، بلكه، بر نفرت و دورى آنها مىافزايد!
در اينجا اين سؤال به ذهن مىرسد: اگر اين بيانات گوناگون، نتيجه معكوس دارد، ذكر آنها چه فائدهاى خواهد داشت؟!
پاسخ اين سؤال، روشن است: قرآن براى يك فرد، يا يك گروه خاص، نازل نشده، براى كلّ جامعه انسانى است، و مسلماً همه انسانها اين گونه نيستند، بسيارند كسانى كه اين دلائل مختلف را مىشنوند، و راه حق را بازمىيابند، هر دستهاى از اين تشنگان حقيقت، از يك نوع بيان قرآن بهره مىگيرند و بيدار مىشوند، و همين اثر، براى نزول اين آيات، كافى است، هر چند كوردلانى از آن