تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه: آن پرده بزرگى كه ميكروفيلمهاى ذهنى ما روى آن به صورت عظيم منعكس مىگردد كجا است؟
آيا اين پرده بزرگ همان سلولهاى مغزى هستند؟ قطعاً نه.
و آن نقشه جغرافيائى كوچك را كه ما در عدد بزرگ ضرب مىكنيم و تبديل به نقشه عظيمى مىنمائيم، مسلماً محلى لازم دارد، آيا مىتواند سلولهاى كوچك مغزى باشد؟
به عبارت روشنتر: در مثال «ميكروفيلم» و نقشه جغرافيائى، آنچه در خارج وجود دارد، همان فيلمها و نقشههاى كوچك هستند، ولى در نقشههاى ذهنى ما اين نقشهها درست به اندازه وجود خارجى آنها مىباشند، و قطعاً محلى لازم دارند به اندازه خودشان، و مىدانيم سلولهاى مغزى كوچكتر از آنند كه بتوانند آنها را با آن عظمت منعكس سازند.
كوتاه سخن اين كه: ما اين نقشههاى ذهنى را با همان بزرگى كه در خارج دارند، تصور مىكنيم و اين تصوير عظيم نمىتواند، در سلول كوچكى منعكس گردد، بنابراين، نيازمند به محلى است، و از اينجا به وجود حقيقى مافوق اين سلولها پى مىبريم.
***
٤- مقايسه پديدههاى روحى با كيفيات مادى
دليل ديگرى كه مىتواند ما را به استقلال روح و مادى نبودن آن رهنمون گردد، اين است كه: در پديدههاى روحى خواص و كيفيتهائى مىبينيم كه با خواص و كيفيتهاى موجودات مادّى هيچ گونه شباهت ندارند، زيرا:
اوّلًا- موجودات، «زمان» مىخواهند و جنبه تدريجى دارند.
ثانياً- با گذشت زمان فرسوده مىشوند.
ثالثاً- قابل تجزيه به اجزاء متعددى هستند.