تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣
جلسات در انتظارشان خواهد بود، و اين تجسّمى است از نيت پاك آنها كه مواهب را براى همه بندگان خدا مىخواستند.
***
٣- رابطه هواپرستى و غفلت از خدا
روح آدمى را يا خدا پر مىكند و يا هوا، كه جمع ميان اين دو ممكن نيست، هواپرستى سرچشمه غفلت از خدا و خلق خدا است، هواپرستى عامل بيگانگى از همه اصول اخلاقى است، و بالاخره هواپرستى، انسان را در خويشتن فرو مىبرد، و از همه حقايق جهان دور مىسازد.
يك انسان هواپرست جز به اشباع شهوات خويش نمىانديشد، آگاهى، گذشت، ايثار، فداكارى و معنويت براى او مفهومى ندارد.
رابطه اين دو با هم در آيات فوق به خوبى بازگو شده است، آنجا كه مىگويد: «وَ لاتُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً».
در اينجا نخست، غفلت از خدا مطرح است و به دنبال آن پيروى از هوا، و جالب اين كه: نتيجه آن افراطكارى هم به طور مطلق ذكر شده است.
چرا هواپرست، هميشه گرفتار افراط است، شايد يك دليلش اين باشد كه:
طبع آدمى در لذتهاى مادى هميشه رو به افزونطلبى مىرود، كسى كه ديروز از فلان مقدار مواد مخدر نشئه مىشد، امروز با آن مقدار نشئه نمىشود، و بايد تدريجاً بر مقدار آن بيفزايد.
كسى كه ديروز، يك قصر مجهز چند هزار مترى او را سير مىكرد، امروز براى او يك امر عادى است، و به همين ترتيب، در همه شاخههاى هوا و هوس، دائما رو به افراط گام برمىدارند، تا خود را هلاك و نابود كنند.
***