تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩
٩٤ وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا
٩٥ قُلْ لَوْ كانَ فِي الْا رْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا
ترجمه:
٩٤- تنها چيزى كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود كه (از روى نادانى و بىخبرى) گفتند: «آيا خداوند بشرى را به عنوان رسول فرستاده است»؟!
٩٥- بگو: « (حتى) اگر در روى زمين فرشتگانى (زندگى مىكردند، و) با آرامش گام برمىداشتند، ما فرشتهاى را به عنوان رسول، بر آنها مىفرستاديم»! (چرا كه راهنماى هر گروهى بايد از جنس خودشان باشد).
تفسير:
بهانه همگونى!
در آيات گذشته، سخن از بهانهجوئى مشركان در زمينه توحيد بود، و در آيات مورد بحث، به بهانه همگونى اشاره كرده مىگويد:
«تنها چيزى كه مانع شد مردم بعد از آمدن هدايت، ايمان بياورند اين بود كه، مىگفتند: آيا خدا انسانى را به عنوان پيامبر برانگيخته» «وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا».
آيا باور كردنى است كه: اين مقام والا و بسيار مهم بر عهده انسانى گذارده