تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
هستيم كه هر گاه يك جنگجوى فلسطينى، سربازى از آنها را بكشد، بلافاصله بمبهاى خود را بر سر زنان و كودكان فلسطينى فرومىريزند و گاه دهها نفر انسان بى دفاع و بى گناه را در برابر يك نفر، به خاك و خون مىكشند.
عين همين معنى را در جنگ تحميلى كه مزدوران بعث امروز بر ضد كشور اسلامى ما به راه انداختهاند، مشاهده مىكنيم، باشد كه تاريخ آينده در اين زمينه قضاوت كند.
مسأله رعايت عدالت، حتى در مورد قاتل در آن حد و پايه است كه در وصاياى امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم:
يا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ لاأُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِماءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلا لاتَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قاتِلِي انْظُرُوا إِذا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لاتُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ:
«اى فرزندان عبد المطلب! مبادا بعد از شهادت من در خون مسلمانان غوطهور شويد و بگوئيد: امير مؤمنان كشته شد، و به بهانه آن خونهائى بريزيد، آگاه باشيد! تنها قاتل من (عبد الرحمن بن ملجم مرادى) كشته خواهد شد.
درست دقت كنيد هنگامى كه من از اين ضربهاى كه بر من زده است شهيد شوم، تنها يك ضربه كارى به او بزنيد و بعد از كشتنش، بدن او را مثله نكنيد». «١»
***
٤- آيه بعد، چهارمين دستور از اين سلسله احكام را شرح مىدهد، نخست به اهميت حفظ مال يتيمان پرداخته و با لحنى به آنچه در مورد عمل منافى عفت در آيات قبل گذشت، مىگويد: «به اموال يتيمان نزديك نشويد» «وَ لاتَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ».