تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤
قرآن است، مفسران بزرگ كلمه «مِن» را در اينجا «بيانيه» دانستهاند.
ولى، بعضى اين احتمال را دادهاند كه: «مِن» در اينجا نيز به همان معنى تبعيض است، و اشاره به نزول تدريجى قرآن مىباشد (به خصوص اين كه:
جمله نُنَزِّلُ فعل مضارع است) در اين صورت معنى جمله روى هم رفته چنين مىشود: «ما قرآن را نازل مىكنيم و هر بخشى از آن كه نازل مىشود به تنهائى مايه شفاء و رحمت است ...» (دقت كنيد).
***
٢- فرق ميان شفاء و رحمت
مىدانيم: «شفاء» معمولًا در مقابل بيمارىها، عيبها و نقصها است، بنابراين، نخستين كارى كه قرآن در وجود انسانها مىكند، همان پاكسازى از انواع بيمارىهاى فكرى و اخلاقى فرد و جامعه است.
پس از آن، مرحله «رحمت» فرا مىرسد كه: مرحله تَخَلُّق به اخلاق الهى، و جوانه زدن شكوفههاى فضائل انسانى در وجود افرادى است كه تحت تربيت قرآن قرار گرفتهاند.
به تعبير ديگر «شفاء» اشاره به «پاكسازى»، و «رحمت» اشاره به «نو سازى» است، و يا به تعبير فلاسفه و عرفاء، اوّلى به مقام «تخليه» اشاره مىكند و دومى به مقام «تحليه».
***
٣- چرا ظالمان نتيجه معكوس مىگيرند؟
نه تنها در اين آيه كه در بسيارى ديگر از آيات قرآن، مىخوانيم: دشمنان حق به جاى اين كه از نور آيات الهى دل و جان خود را روشن سازند و تيرگىها را بزدايند، بر جهل و شقاوتشان افزوده مىشود.