تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩
فرصت را به گناهكاران بدهد، در آيه بعد مىگويد:
«پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است» «وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ».
«اگر مىخواست آنها را طبق اعمالشان مجازات كند، هر چه زودتر عذاب را بر آنها مىفرستاد» «لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ».
«ولى براى آنها موعدى است كه با فرا رسيدن آن، راه فرارى نخواهند داشت» «بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا». «١»
غفران او ايجاب مىكند: توبهكاران را بيامرزد، و رحمت او اقتضاء دارد در عذاب غير آنها نيز تعجيل نكند، شايد به صفوف توبهكاران بپيوندند ولى عدالت او هم اقتضاء مىكند، وقتى طغيان و سركشى به آخرين درجه رسيد، حسابشان را صاف كند و اصولًا، بقاء چنين افراد فاسد و مفسدى كه اميدى به اصلاحشان نيست، از نظر حكمت آفرينش معنى ندارد، بايد نابود شوند، و زمين از لوث وجودشان پاك گردد.
***
و سرانجام براى آخرين تذكر و هشدار، در اين سلسله آيات، سرنوشت تلخ و دردناك ستمكاران پيشين را يادآورى كرده، مىگويد: «و اينها شهرها و آبادىهائى است كه ويرانههاى آنها در برابر چشم شما قرار دارد، و ما آنها را به هنگامى كه مرتكب ظلم و ستم شدند، هلاك كرديم، و در عين حال، در عذابشان تعجيل ننموديم، بلكه موعدى براى هلاكشان قرار داديم» «وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً».
***