تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧
آسمان و همه درختان و جنبندگان ذكر خدا مىگويند، عشق او را در سر و مهر او را به دل دارند. «١»
٦- «منظره آنها چنان رعبانگيز بود كه اگر به آنها نگاه مىكردى فرار مىنمودى. و سر تا پاى تو از ترس و وحشت پر مىشد» «لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً».
اين اولين و آخرين بار نيست كه: خداوند به وسيله رعب و ترس يك سپر حفاظتى به دور بندگان با ايمانش ايجاد مىكند، در آيات سوره «آل عمران» آيه ١٥١ نيز به صحنهاى از همين امر برخورد مىكنيم كه: خداوند مىگويد: سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ:
«ما به زودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مىافكنيم». «٢»
در دعاى «ندبه» نيز درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ:
«خداوندا تو پيامبرت را به وسيله رعب و وحشتى كه در دل دشمنانش افكندى، يارى نمودى».
اما اين كه: اين رعب و وحشت كه از مشاهده «اصحاب كهف» سراسر وجود بيننده را پر مىكرد، به خاطر ظاهر جسمانى آنها بود، يا يك نيروى مرموز معنوى در اين زمينه كار مىكرد؟ در آيات قرآن سخنى از آن نيامده، هر چند مفسران بحثهائى دارند كه، چون دليلى بر آنها نيست از ذكر آنها صرف نظر مىكنيم.
ضمناً جمله «وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً» (سر تا پاى وجود تو از ترس پر مىشد) در حقيقت علت است براى جمله «لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً» (اگر آنها را مىديدى فرار