تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
به هنگام رستاخيز، آخرين و دهمين درسى است كه اين ماجرا به ما مىدهد كه شرح آن را در مباحث آينده، به طور مبسوط مطالعه خواهيم كرد.
نمىگوئيم نكات آموزنده اين داستان، منحصر به اينها است، ولى حتى يكى از اين «ده درس آموزنده» براى نقل چنين داستانى، كافى به نظر مىرسد چه رسد به همه آنها.
به هر حال، هدف، سرگرمى و داستانسرائى نيست، هدف، ساختن انسانهاى مقاوم، با ايمان، آگاه و شجاع است، كه يكى از طرق آن، نشان دادن الگوهاى اصيل در طول تاريخ پر ماجراى بشرى است.
***
آيا داستان اصحاب كهف علمى است؟
سرگذشت اصحاب كهف، مسلماً در هيچ يك از كتب آسمانى پيشين نبوده است (اعم از كتب اصلى و كتب تحريف يافته كنونى) و نبايد هم باشد، زيرا طبق نقل تاريخ، اين حادثه مربوط به قرون بعد از ظهور مسيح عليه السلام است.
اين جريان مربوط به زمان «دكيوس» (كه معرب آن دقيانوس است) مىباشد، كه در عصر او مسيحيان، تحت شكنجه سختى قرار داشتند.
و به گفته مورخان اروپائى، اين حادثه ميان سالهاى ٤٩ تا ٢٥١ ميلادى روى داده است، اين مورخان مدت خواب آنها را ١٥٧ سال مىدانند، و آنها را به عنوان «هفت تن، خفتگان افسوس» مىشناسند «١» در حالى كه در ميان ما به عنوان «اصحاب كهف» شناخته مىشوند.
اكنون ببينيم «افسوس» كجاست؟ و نخستين دانشمندانى كه در زمينه داستان اين خفتگان، كتاب نوشتهاند چه كسانى، و در چه قرنى بودهاند:ت، و احتمال مىدهند اين موضوع مربوط به همين داستان باشد.
از لحن آيات قرآن در سوره «كهف»، و شأن نزولهائى كه در اين زمينه در منابع اسلامى براى آيات مزبور وارد شده، استفاده مىشود: حادثه مزبور در ميان دانشمندان يهود نيز به عنوان يك حادثه تاريخى مشهور بوده است: و به اين ترتيب، مسلّم مىگردد: ماجراى اين خواب طولانى در منابع تاريخى اقوام مختلف آمده است. «١»
در مورد خواب طولانى خفتگان شهر «افسوس» (اصحاب كهف) كه ساليان درازى به طول انجاميده، ممكن است افرادى ترديد كنند و آن را با موازين علمى سازگار ندانند و لذا آن را در رديف «اسطورهها و افسانهها» فرض كنند؛ زيرا:
اولًا: چنين عمر طولانى چند صد ساله براى افراد بيدار بعيد است چه رسد به افراد خواب!
ثانياً: اگر قبول كنيم در بيدارى چنين عمرى امكانپذير است، براى كسى كه در خواب باشد، امكان ندارد؛ زيرا مشكل غذا و آب پيش مىآيد كه چگونه ممكن است انسانى در چنان مدتى، بدون غذا و آب زنده بماند؟ و اگر براى هر روز، فرضاً يك كيلو غذا و يك ليتر آب در نظر بگيريم براى عمر «اصحاب كهف» بيش از يكصد تن غذا و يكصد هزار ليتر آب، لازم است كه ذخيره كردن آن، در خود بدن معنى ندارد.
ثالثاً: اگر از همه اينها صرف نظر كنيم باز اين اشكال پيش مىآيد كه: ماندن بدن در شرايط يكنواخت، براى چنان مدت طولانى، به ارگانيزم آن صدمه