تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
تَسْعى). «١»
٢- يد بيضاء يا درخشيدن دست موسى عليه السلام همچون يك منبع نور (وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى). «٢»
٣- طوفانهاى كوبنده (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ). «٣»
٤- «ملخ» كه بر زراعتها و درختان آنها مسلط گشت و آفت كشاورزى آبادشان شد (وَ الْجَرادَ). «٤»
٥- «قمل» يك نوع آفت نباتى كه غلات را نابود مىكرد (وَ الْقُمَّلَ). «٥»
٦- «ضفادع» قورباغهها كه از رود «نيل» سر برآوردند و آن قدر توليد مثل كردند كه زندگى آنها را قرين بدبختى و مشكلات كرد (وَ الضَّفادِعَ). «٦»
٧- «دم» يا ابتلاى عمومى به خون دماغ شدن و يا به رنگ خون درآمدن رود «نيل» به طورى كه نه براى شرب قابل استفاده بود و نه كشاورزى (وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ). «٧»
٨- شكافته شدن دريا به گونهاى كه بنى اسرائيل توانستند از آن بگذرند (وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ). «٨»
٩- نزول «منّ» و «سلوى» كه شرح آن در ذيل آيه ٥٧ سوره «بقره» (جلد اول صفحه ١٧٨) گذشت (وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى). «٩»
١٠- جوشيدن چشمهها از سنگ (فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً). «١٠»
١١- جدا شدن قسمتى از كوه، و قرار گرفتن همچون سايبانى فوق آنان (وَ