تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧
نيست؛ زيرا سوختوساز بدن، به هنگام خواب، گر چه كمى از حال بيدارى كمتر است ولى روى هم رفته براى سالهاى متمادى بسيار زياد خواهد بود، اما بايد توجه داشت: خوابهائى در جهان طبيعت وجود دارد كه مصرف غذاى بدن در آنها بسيار ناچيز است، مانند زمستانخوابى.
زمستانخوابى:
بسيارى از جانداران هستند كه در سرتاسر زمستان، در خواب فرو مىروند و باصطلاح علمى «زمستانخوابى» دارند.
در اين نوع خوابها فعاليتهاى حياتى تقريباً متوقف مىگردد، و تنها شعله بسيار ضعيفى از آن روشن است، «قلب» تقريباً از ضربان مىافتد، و يا به تعبير صحيحتر ضربان آن به قدرى خفيف مىشود كه ابداً قابل احساس نيست.
در اين گونه موارد، بدن را مىتوان به كورههاى عظيم تشبيه كرد كه به هنگام خاموش كردن آنها «شمعكى» از آن در حال اشتعال است.
واضح است مقدار مصرفى را كه آن كوره در يك روز از مواد نفتى (مثلًا) مىطلبد، تا شعلههاى عظيم خود را به آسمان بفرستد مىتواند خوراك دهها يا صدها سال آن، شمعك بسيار كوچك در حال اشتعال باشد (البته اين بستگى به شعلههاى عظيم حال بيدارى كوره، و حال شمعك آن دارد).
دانشمندان در مورد زمستانخوابى بعضى از جانداران، چنين مىگويند:
«اگر وزغى را كه در حال زمستانخوابى است، از جايش بيرون آوريم، به نظر مرده مىرسد، در شُشهاى او هوا نيست، ضربان قلبش چنان ضعيف است كه نمىتوان به آن پى برد.
در ميان حيوانات خونسرد كه زمستانخوابى دارند، بسيارى از پروانهها، حشرات، حلزونهاى خاكى و خزندگان را مىتوان نام برد.