تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
تفسير:
با اين همه نشانهها باز ايمان نياوردند
در چند آيه پيش از اين، خوانديم كه: مشركان چه تقاضاهاى عجيب و غريبى از پيامبر داشتند.
و از آنجا كه انگيزه آنها به گواهى اظهارات خودشان، حقجوئى نبود، بلكه هدفشان بهانهگيرى و لجاجت بود، پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها داد پاسخ منفى داد.
در آيات مورد بحث، در حقيقت نمونهاى از اين صحنه را در امتهاى پيشين بيان مىكند كه: چگونه انواع خارق عادات و معجزات را ديدند و باز هم بهانه گرفتند و راه انكار را همچنان ادامه دادند.
در آيه نخست، مىگويد: «ما به موسى نُه آيه و نشان روشن داديم» «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ».
در اين كه: اين نُه آيه چه بوده، در پايان همين بحث به آن اشاره خواهيم كرد.
پس از آن، براى تأكيد بيشتر، اضافه مىكند: اگر مخالفانت حتى اين موضوع را انكار كنند براى اتمام حجت آنها «از بنى اسرائيل سؤال كن! در آن زمان كه اين آيات به سراغشان آمد، چگونه بودند»؟ «فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ».
ولى با اين حال، فرعون گردنكش جبّار و طغيانگر، نه تنها تسليم نشد، كه موسى عليه السلام را متهم به ساحر بودن و يا ديوانه بودن، كرده «گفت: من گمان مىكنم اى موسى! تو ساحر يا ديوانهاى» «فَقالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَا ظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً».
در بيان معنى «مَسْحُور» مفسران دو تفسير گفتهاند: بعضى آن را به معنى «ساحر» دانستهاند به شهادت آيات ديگر قرآن كه مىگويد: فرعون و فرعونيان