تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
محدودى براى او پيدا كنيم، و لذا معرفت و شناخت ما هم هر چه باشد محدود است، حتى پيامبر صلى الله عليه و آله با آن وسعت روح عرض مىكند: «ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ». «١»
ولى اين دليل بر آن نيست كه به اندازه عقل و درايت خويش او را نشناسيم، به خصوص كه: او خودش در شناخت ذاتش به ما كمك بسيار فرموده و با نامهاى گوناگون در كتابش از خود ياد كرده است، و در بيانات اولياء دينش به نامهاى بيشترى كه به هزار نام بالغ مىشود برخورد مىكنيم.
بديهى است، همه اينها اسم است، و يك معنى، اسم، علامت و نشانه است، همه اينها نشانههائى از ذات پاك او مىباشد، و تمام اين خطوط به يك نقطه منتهى مىگردد، و به هيچ وجه از توحيد ذات و صفات او نمىكاهد.
از ميان اين همه اسماء، قسمتى اهميت و عظمت بيشترى دارد، زيرا معرفت و آگاهى فزونترى به ما مىدهد كه از آن به «اسماء حسنى» در قرآن و روايات اسلامى تعبير شده است، و طبق روايت معروفى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«خداوند نود و نه اسم دارد، هر كس آنها را شماره كند، داخل بهشت خواهد شد»! «٢»
درباره معنى اسماء حسنى و اين ٩٩ اسم به طور مشروح در جلد هفتم، صفحه ٢٥ به بعد، ذيل آيه ١٨٠ سوره «اعراف» (وَ لِلَّهِ الْا سْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) بحث مشروحى آوردهايم.
اما مهم آن است كه: بدانيم معنى شمارش اين اسماء، اين نيست كه تنها اين نامها را بر زبان جارى كنيم و خدا را به آن بخوانيم تا بهشتى شويم يا مستجاب الدعوة.
بلكه، هدف «تخلق» به اين اسماء و پياده كردن پرتوى از نامهاى عالم،