تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
نكتهها:
١- دو فساد بزرگ تاريخى بنى اسرائيل
در آيات فوق، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل، كه منجر به فساد و برترىجوئى مىگردد به ميان آمده، كه به دنبال هر يك از اين دو، خداوند مردانى نيرومند و پيكار جو را بر آنها مسلّط ساخته، تا آنها را سخت مجازات كنند و به كيفر اعمالشان برسانند.
گر چه، تاريخ پر ماجراى «بنى اسرائيل»، فراز و نشيب بسيار دارد، و پيروزىها و شكستها در آن فراوان ديده مىشود، اما در اين كه: قرآن به كدام يك از اين حوادث اشاره مىكند، در ميان مفسران گفتگو بسيار زياد است، كه به عنوان نمونه چند قسمت از آنها را ذيلًا مىآوريم:
١- آنچه از تاريخ بنى اسرائيل استفاده مىشود اين است كه: نخستين كسى كه بر آنها هجوم آورد و «بيت المقدس» را ويران كرد، «بخت النصر» پادشاه «بابل» بود، و هفتاد سال «بيت المقدس» به همان حال باقى ماند، تا يهود قيام كردند و آن را نوسازى نمودند.
دومين كسى كه بر آنها هجوم برد قيصر روم «اسپيانوس» بود كه وزيرش «طرطوز» را مأمور اين كار كرد، او به تخريب «بيت المقدس» و تضعيف و قتل بنى اسرائيل كمر بست، و اين حدود يكصد سال قبل از ميلاد بود.
بنابراين، ممكن است، دو حادثهاى كه قرآن به آن اشاره مىكند، همان باشد كه در تاريخ بنى اسرائيل نيز آمده است، زيرا حوادث ديگر، در تاريخ بنى اسرائيل آن چنان شديد نبوده كه حكومت آنها را به كلّى از هم متلاشى كند.
ولى، حمله «بخت النصر»، قدرت و شوكت آنها را به كلّى درهم كوبيد.
اين تا زمان «كوروش» ادامه داشت، و پس از آن بنى اسرائيل مجدداً به