تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
و طبق معنى دوم، چنين است: تو بايد خدا و فرشتگان را بياورى و در برابر ما قرار دهى.
و اما طبق معنى سوم، مفهوم آيه چنين است: گروه، گروه نزد ما آورى!.
بايد توجه داشت: اين مفاهيم سهگانه، با هم منافات و تضادى ندارند، و ممكن است همه، در مفهوم آيه جمع شوند؛ چرا كه استعمال لفظ واحد در اكثر از معنى نزد ما هيچ مانع ندارد.
***
٥- «يا اين كه خانهاى از طلا داشته باشى، خانهاى پر نقش و نگار و زينتى» «أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ».
«زُخْرُف» در اصل به معنى «زينت» است، و از آنجا كه طلا يكى از فلزات معروف زينتى است به آن زخرف گفته مىشود، خانههاى پر نقش و نگار را نيز «زخرف» مىگويند، و همچنين سخنان پر آب و رنگ فريبنده را گفتار «مزخرف» مىنامند.
٦- «يا به آسمان بالا روى! ولى ما هرگز تنها به آسمان بالا رفتنت، ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه: نامهاى همراه خود براى ما بياورى كه آن را بخوانيم»! «أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ».
در پايان اين آيات مىخوانيم كه: خداوند به پيامبرش دستور مىدهد: در برابر اين پيشنهادهاى ضد و نقيض و بى پايه و گاهى مضحك «بگو: پاك و منزه است پروردگار من از اين اوهام» «قُلْ سُبْحانَ رَبِّي».
«آيا من جز انسانى فرستاده خدا بيشترم» «هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا».
***