تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
«معراج» نقل شده است كه: إِنَّ اللَّهَ لايُوصَفُ بِمَكانٍ، وَ لايَجْرِى عَلَيْهِ زَمانٌ، وَ لكِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَرادَ أَنْ يُشَرِّفَ بِهِ مَلائِكَتَهُ وَ سُكَّانَ سَماواتِهِ، وَ يُكْرِمَهُمْ بِمُشاهَدَتِهِ، وَ يُرِيَهُ مِنْ عَجائِبِ عَظَمَتِهِ ما يُخْبِرُ بِهِ بَعْدَ هُبُوطِهِ:
«خداوند هرگز مكانى ندارد، و زمان بر او جريان نمىيابد، و لكن مىخواست فرشتگان و ساكنان آسمانش را با قدم گذاشتن پيامبر در ميان آنها، احترام كند و نيز از شگفتىهاى عظمتش به پيامبرش نشان دهد، تا پس از بازگشت براى مردم بازگو نمايد». «١»
***
٤- معراج و علوم روز
در گذشته، بعضى از فلاسفه كه معتقد به «افلاك نهگانه بطلميوسى» پوست پيازى بودند، مانع مهم «معراج» را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام در آنها مىپنداشتند. «٢»
ولى، با فرو ريختن پايههاى هيئت بطلميوسى مسأله خرق و التيام، به دست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد، مسائل تازهاى در زمينه معراج مطرح شده كه مىبايست پاسخ آنها را دانست:
١- براى اقدام به يك سفر فضائى، نخستين مانع، نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد؛ زيرا براى فرار از «حوزه جاذبه زمين» سرعتى لااقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!.
٢- مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جوّ زمين است كه بدون آن انسان نمىتواند زندگى كند.