تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٣
غالب داشت، شعارش خدمت به انسانيت، و خوى او بذل عدالت بود، و تواضع و سماحت در وجود او جاى كبر و عجب را گرفته بود.
جالب اين كه: اين مورخان كه «كوروش» را اين چنين توصيف كردهاند از تاريخنويسان بيگانه بودند، نه از قوم يا ابناء وطن او، بلكه اهل يونان بودند و مىدانيم، مردم يونان به نظر دوستى به «كوروش» نگاه نمىكردند؛ زيرا با فتح «ليديا» به دست كوروش، شكست بزرگى براى ملت يونان فراهم گشت.
طرفداران اين عقيده، مىگويند: اوصاف مذكور در قرآن مجيد درباره ذو القرنين با اوصاف كوروش تطبيق مىكند.
از همه گذشته، كوروش سفرهائى به شرق غرب و شمال انجام داد كه: در تاريخ زندگانيش به طور مشروح آمده است، و با سفرهاى سهگانهاى كه در قرآن ذكر شده، قابل انطباق مىباشد:
نخستين لشگر كشى كوروش به كشور «ليديا» كه در قسمت شمال «آسياى صغير» قرار داشت صورت گرفت، و اين كشور نسبت به مركز حكومت كوروش جنبه غربى داشت.
هر گاه نقشه ساحل غربى آسياى صغير را جلو روى خود بگذاريم خواهيم ديد: قسمت اعظم ساحل در خليجكهاى كوچك غرق مىشود، مخصوصاً در نزديكى «ازمير» كه خليج، صورت چشمهاى به خود مىگيرد.
قرآن مىگويد: ذو القرنين در سفر غربيش احساس كرد خورشيد در چشمه گلآلودى فرو مىرود.
اين صحنه، همان صحنهاى بود كه «كوروش» به هنگام فرو رفتن قرص آفتاب (در نظر بيننده) در خليجكهاى ساحلى مشاهده كرد.
لشگركشى دوم كوروش به جانب شرق بود، چنان كه «هردوت» مىگويد: