تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣
جاودانى هميشه در تاريخ مىدرخشد، همين قرآن است و با وجود اين قرآن، بهانهجوئىها بىجا است!
بعضى نيز خواستهاند: پيوند اين آيه را با آيات گذشته، از نظر مقايسه اسرارآميز بودن روح، با اسرار آميز بودن قرآن، بيان كنند «١» ولى، پيوندى را كه در بالا گفتيم روشنتر به نظر مىرسد.
به هر حال، خدا روى سخن را در اينجا به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىگويد: «به آنها بگو اگر تمام انسانها و پريان اجتماع و اتفاق كنند تا همانند اين قرآن را بياورند، قادر نخواهند بود، هر چند يكديگر را معاضدت و كمك كنند» «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْا نْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً».
اين آيه، با صراحت تمام، همه جهانيان را اعم از كوچك و بزرگ، عرب و غير عرب، انسانها و حتى موجودات عاقل غير انسانى، دانشمندان، فلاسفه، ادباء، مورخان، نوابغ و غير نوابغ، خلاصه، همه را بدون استثناء، دعوت به مقابله با قرآن كرده مىگويد: اگر فكر مىكنيد قرآن سخن خدا نيست و ساخته مغز بشر است، شما هم انسان هستيد، همانند آن را بياوريد، و هر گاه بعد از تلاش و كوشش همگانى، خود را ناتوان يافتيد، اين بهترين دليل بر معجزه بودن قرآن است.
اين دعوت به مقابله كه در اصطلاح علماء عقائد، «تحدّى» ناميده مىشود يكى از اركان هر معجزه است، و هر جا چنين تعبيرى به ميان آمد، به روشنى مىفهميم كه آن موضوع، از معجزات است.
***