تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٥
البته، در صورتى كه انسان بداند سرمايه خويش را از دست داده- گر چه خسران كرده- اما خسران خطرناكى نيست؛ چرا كه اين زيان درسهائى براى آينده به او مىآموزد كه گاهى اين درسها معادل آن سرمايه يا بيشتر از آن است و به اين ترتيب، در واقع چيزى را از دست نداده است.
اما زيان واقعى و خسران مضاعف آنجا است كه انسان سرمايههاى مادى و معنوى خويش را در يك مسير غلط و انحرافى، از دست دهد و گمان كند كار خوبى كرده است، نه از اين كوششها نتيجهاى برده، نه از زيانش درسى آموخته، و نه از تكرار اين كار در امان است.
جالب اين كه: در اينجا تعبير به «أَخْسَرِينَ أَعْمالًا» شده، در حالى كه بايد «أَخْسَرِينَ عَمَلًا» باشد (چون تميز معمولًا مفرد است) اين تعبير، ممكن است اشاره به اين باشد كه: آنها فقط در يك بازار عمل گرفتار زيان و خسران نشدهاند بلكه، جهل مركبشان، سبب خسران در همه برنامههاى زندگى و تمام اعمال و كارهايشان شده است.
به تعبير ديگر، گاه انسان در يك رشته تجارت زيان مىكند، و در يك رشته ديگر سود، و در پايان سال آنها را روى هم محاسبه كرده، مىبيند چندان زيانى نكرده است، ولى بدبختى آن است كه انسان در تمام رشتههائى كه سرمايهگذارى كرده، زيان كند.
ضمناً، تعبير به «گم شدن» گويا اشاره به اين حقيقت است كه اعمال انسان به هر صورت، در عالم نابود نمىشود، همان گونه كه ماده و انرژىهاى جهان هر چند دائماً تغيير شكل مىدهند، اما به هر حال از بين نمىروند، ولى گاه گم مىشوند، چون آثار آنها به چشم نمىخورد و هيچ گونه استفاده از آن نمىگردد، همانند سرمايههاى گم شدهاى كه از دسترس ما خارج و بلا استفاده است.