تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
كه محدوديت اين جهان، سبب مىشود فراهم كردن چنان زندگانى، با انواع ظلم و ستم توأم باشد، و بهرهگيرى از آن با غفلت و بىخبرى.
تبعيضهائى كه از اين رهگذر پيدا مىشود، مايه كينهها، حسادتها، عداوتها و سرانجام خونريزىها و جنگها است.
اما در آن جهان كه همه چيزش گسترده است، نه تحصيل اين زينتها مشكل ايجاد مىكند، نه سبب تبعيض و محروميت كسى مىشود، نه كينه و نفرتى برمىانگيزد، و نه در آن محيط مملو از معنويت انسان را از خدا غافل مىسازد، نه نياز به زحمت حفظ و حراست دارد، و نه در رقبا ايجاد حسادت مىكند، نه مايه كبر و غرور است و نه موجب فاصله گرفتن از خلق خدا و خدا.
چرا بهشتيان از چنين مواهبى محروم باشند، كه لذتى است جسمانى در كنار مواهب بزرگ معنوى، بدون هيچ واكنش نامطلوب؟
***
٥- نزديك شدن به ثروتمندان، به خاطر ثروتشان
نكته ديگرى كه آيات فوق، به ما مىآموزد اين است كه: ما نبايد از ارشاد و هدايت اين گروه، و آن گروه، به خاطر آن كه ثروتمندند، يا زندگى مرفهى دارند، پرهيز كنيم، و به اصطلاح، قلم سرخى دور آنها بكشيم.
آنچه مذموم است آن است كه ما به خاطر بهرهگيرى از دنياى مادى، آنها به سراغ آنها برويم و به گفته قرآن مصداق «تُرِيْدُ زِيْنَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا» باشيم، اما اگر هدف، هدايت و ارشاد آنها و حتى بهرهگيرى از امكاناتشان براى فعاليتهاى مثبت و ارزنده اجتماعى باشد، تماس با آنها نه تنها مذموم نيست بلكه لازم و واجب است.
***