تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣
ديگرى حركت كنند، و از جا برخيزند و حتى ممكن است قادر به دفع آلودگى از خود نباشند، در اين موقع، آزمايش بزرگ فرزندان شروع مىشود:
آيا وجود چنين پدر و مادرى را مايه رحمت مىدانند، و يا بلا و مصيبت و عذاب.
آيا صبر و حوصله كافى براى نگهدارى احترامآميز، از چنين پدر و مادرى را دارند و يا هر زمان با نيش زبان، با كلمات سبك و اهانتآميز، و حتى گاه با تقاضاى مرگ او از خدا قلبش را مىفشارند و آزار مىدهند؟
٢- از سوى ديگر، قرآن مىگويد: در اين هنگام به آنها «اف» مگو، يعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفر مكن!
باز اضافه مىكند: با صداى بلند و اهانتآميز و داد و فرياد با آنها سخن مگو!
باز تأكيد مىكند: با قول كريم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو، كه همه آنها نهايت ادب در سخن را مىرساند كه زبان كليد قلب است.
٣- از سوى سوم، دستور به تواضع و فروتنى مىدهد، تواضعى كه نشاندهنده محبت و علاقه باشد و نه چيز ديگر.
٤- سرانجام، مىگويد: حتى موقعى كه رو به سوى درگاه خدا مىآورى پدر و مادر را (چه در حيات و چه در ممات) فراموش مكن، و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما!
مخصوصاً اين تقاضايت را با اين دليل، همراه ساز و بگو: «خداوندا همان گونه كه آنها در كودكى مرا تربيت كردند، مشمول رحمتشان فرما»؟
نكته مهمى كه از اين تعبير، علاوه بر آنچه گفته شد، استفاده مىشود اين است: اگر پدر و مادر آن چنان پير و ناتوان شوند كه: به تنهائى قادر بر حركت و دفع آلودگىها از خود نباشند، فراموش نكن كه تو هم در كودكى چنين بودى، و آنها هر گونه حمايت و محبت از تو دريغ نداشتند محبت آنها را جبران نما.
***