تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١
قرار دادن توحيد يعنى اساسىترين اصل اسلامى، در كنار نيكى به پدر و مادر تأكيد ديگرى است بر اهميت اين دستور اسلامى.
مطلق بودن «احسان» كه هر گونه نيكى را دربرمىگيرد و همچنين، «والدين» كه مسلمان و كافر را شامل مىشود، سومين و چهارمين تأكيد در اين جمله است.
نكره بودن احسان (إِحْساناً) كه در اين گونه موارد براى بيان عظمت مىآيد پنجمين تأكيد محسوب مىگردد. «١»
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: فرمان، معمولًا روى يك امر اثباتى مىرود در حالى كه در اينجا روى نفى رفته است (پروردگارت فرمان داده كه جز او را نپرستيد).
اين ممكن است به خاطر آن باشد كه: از جمله «قَضى» فهميده مىشود كه جمله ديگرى در شكل اثباتى در تقدير است و در معنى چنين مىباشد:
پروردگارت فرمان مؤكد داده: او را بپرستيد و غير او را نپرستيد.
و يا اين كه: مجموع جمله «نفى و اثبات» (أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ) در حكم يك جمله اثباتى است، اثبات عبادت انحصارى پروردگار، سپس به بيان يكى از مصداقهاى روشن نيكى به پدر و مادر پرداخته مىگويد:
«هر گاه يكى از آن دو، يا هر دو آنها، نزد تو به سن پيرى و شكستگى برسند (آن چنان كه نيازمند به مراقبت دائمى تو باشند) از هر گونه محبت در مورد آنها دريغ مدار، و كمترين اهانتى به آنان مكن، حتى سبكترين تعبير نامؤدبانه يعنى